عوامل دهگانه تسطیح کننده
جهان
- مروری برعوامل تاثیرگذار بر پدیده« جهانی شدن »
علی روشنی
اشاره
«جهام مسطح است» نام کتابی است به قلم توماس فریدمن نویسنده و روزنامه نگار معروف آمریکایی که توسط مترجم توانای کشورمان آقای احمد عزیزی ترجمه و در اختیار فارسی زبانان قرارگرفته است. «جهان مسطح است» کتابی است درباره جهانی شدن و تحولات عصرما که درآن پیشرفت¬های فناوری و ارتباطات، مردم جهان را بیش از هر زمان دیگری به هم پیوند می¬دهد و در عین حال که موجب انباشت ثروت در کشورهایی نظیر چین و هند شده، سایر کشورهای جهان را نیز به سریع¬تر دویدن،به دلیل بقا یا حفظ جایگاه موجود، ناگزیر کرده است.
توماس فریدمن با انتخاب و تشریح ده رویداد مهم تأثیرگذار برمسطح شدن جهان دراوایل قرن بیست ویکم، به توضیح مفهوم آن برای کشورها، شرکتها، جوامع و افراد و نیز چگونگی سازگار شدن دولت¬ها و جوامع با این پدیده می¬پردازد .
نویسنده درکتاب خواندنی خود، زندگی آمریکایی¬ها را شدیداً متأثر ازدو تاریخ می¬داند: 9/11 و11/9 ( فروریختن دیوار برلین و حمله القاعده به برجهای دو قلو). او این دو واقعه را که هر دو توانست بنایی را فرو ریزد به ترتیب پندارورزی خلاق و پندارورزی ویرانگر می¬نامد.
به¬نظر می¬رسد کتاب «جهان مسطح است» برای چند گروه خواندنی است: آنانکه به دنبال درک دریافت دقیق¬تر وجزیی¬تر الزامات فناوری اطلاعات و ارتباطات هستند، آنان که روندهای جهانی شدن را دنبال می¬کنند، آنان که به دنبال فرصت¬های اقتصادی و یا الگوگیری هستند و آنان که می¬خواهند بدانند روشنفکران آمریکایی درچه چیزهایی از افراطیون متمایزند و چگونه در مبانی اشتراک نظر دارند.
چاپ اول این کتاب در613 صفحه توسط نشرهرمس درسال1388 چاپ و به مبلغ ده هزار تومان به بازار کتاب کشور عرضه شده است. ازاین شماره سعی می¬کنیم بخش¬های مهم کتاب را به اختصار تحت عنوان« عوامل دهگانه تسطیح کننده جهان» در اختیار خوانندگان عزیر قرار دهیم. « ماهنامه صنعت نساجی و پوشاک »
تسطیح کننده اول: فرو ریختن دیوار برلین
اولین بارکه دیوار برلین را دیدم، رخنه¬ای در آن ایجاد شده بود. دسامبر 1990من به همراه چند خبرنگاردیگر برای پوشش خبری دیدار وزیر امور خارجه وقت آمریکا به برلین سفرکرده بودم. دیوار برلین یکسال پیش از آن در 9 نوامبر1989 ( 9/11) فروریخته بود. دیوار حتی در حالت تخریب شده و با وجود رخنه¬های ایجاد شده در آن، هنوز نشانی از زخمی کریه بر چهره برلین بود. دیواری که تنها مقصود از برپایی آن، سد کردن بهره¬مندی مردم دیگر سوی آن از آزادی و حتی نیم نگاهی به آن بود.
فرو ریختن دیوار برلین در نهم نوامبر 1989، نیروهایی را آزاد ساخت که در نهایت توانستند همه ملتهای اسیر امپراطوری شوروی را آزاد سازند اما در عمل آثار این آزاد سازی بسیار فراتر بود و توانست موازنه قدرت را در سراسر جهان، به سود طرفدراران حکمرانی مردم سالارانه- که اساس آن رای مردم و گرایش به بازار آزاد بود- و به زیان حکومتهای خودکامه و اقتصادهای تمرکزگرا دگرگون کند.
جنگ سرد، رویارویی دو نظام اقتصادی – سرمایه داری و کمونیسم- بود و با فروپاشی دیوارتنها یک نظام باقی ماند و همه ناگزیر شدند بنحوی خود را باآن سازگار کنند برای برخی خصوصاً نسل¬های قبل، این تحول چندان خوشایند نبود.
کمونیسم، با معیار اعمال مساوات در تقسیم فقر، نظامی بزرگ به حساب می-آمد و در واقع برای رسیدن به این منظور، بدیلی برای آن در جهان وجود نداشت. سرمایه¬داری ، مردم را بدون در نظر گرفتن مساوات ثروتمند می-ساخت. فروپاشی دیوار برلین برای آنان که به سبک زندگی همسان، بسته، اما مطمئن سوسیالیستی-که در آن شغل، مسکن، آموزش و درآمد، حتی در حداقل آن تضمین شده بود- خوگرفته بودند، عمیقاً تشویق برانگیز بود اما برای بسیاری این رویداد حکم جوازی برای آزادی از زندان راداشت به همین علت بود که طنین فرو ریختن دیوار برلین، فراسوی این شهر، در بسیاری از نقاط دیگر جهان نیز احساس شد و رویدادی سخت اثرگذار در تسطیح جهان به حساب آمد.
فرو ریختن دیوار برلین تنها به تسطیح گزینه¬های رویاروی سرمایه¬داری بازار آزاد و همچنین ذخایر عظیم راکد مانده به سود میلیونها انسان درمناطقی چون هند، برزیل، چین و امپراتوری شوروی سابق کمک نکرد، این پدیده به ما امکان داد که به جهان نگاهی دگرگون داشته باشیم و به آن بیشتر به عنوان جزیی از حاکمیت یکپارچه بیندیشیم. دیوار برلین نه فقط راه ما را مسدود، بلکه دید ما را هم به مفهوم درک از جهان به عنوان یک بازار واحد، یک اکوسیستم واحد و یک جامعه واحد،کورکرده بود.
نتیجه فروریختن دیوار برلین تنها نقب زنی به گنجینه¬های دانش یکدیگرنبود، این رویداد راه را برای دستیابی به معیارهای مشترک- معیارهایی برای چگونگی اداره اقتصادها، شیوه انجام محاسبات، نحوه هدایت امور بانکی، چگونگی ساخت رایانه¬های شخصی و حتی روش نگارش گزارش-های اقتصادی – نیز هموار ساخت. محصول این معیارها، زمین بازی هموارتر و مسطح تر بوده است. فروریزی دیوار، جریان آزاد عملکردهای بهینه را تسهیل کرد تنها در اروپا، فرو ریختن دیوار راه را برای تشکیل اتحادیه اروپا و بسط آن از 15کشور به 25 کشور هموار ساخت. به همین ترتیب ، و با ظهور یورو به عنوان واحد پول مشترک اروپا، از دل منطقه¬ای که زمانی«پرده آهنین» آن را دو شقه کرده بود، یک منطقه واحد متولد شده است.
دلایل فروپاشی دیوار برلین به روشنی و شفافیت آثار مثبت آن نبوده و ودر واقع می¬توان گفت علت واحدی نداشت اما اگر بخواهیم از میان همه این عوامل تنها یکی را برجسته کنیم، ناگزیریم از انقلاب اطلاعاتی که از اوایل تا میانه دهه 1980 آغاز شد، یاد کنیم. نظام¬های تمامیت خواه به انحصار اطلاعات و قدرت وابسته¬اند و به یمن گسترش نمابر،تلفن و نهایتاً را یا نه شخصی بود که امکان رسوخ حجم عظیمی از اطلاعات به آنسوی «پرده آهنین» فراهم گشت.
مردم عادی ناگهان از مزیت استفاده از رایانه بدون اینکه خود برنامه آن را نوشته باشند، برخوردار شدند. در خصوص نقش این پدیده درتسطیح جهان، نیازی به گزافه¬گویی نیست. ظهور رایانه شخصی مجهز به ویندوز در کنار فروپاشی دیوار برلین، کل فرایند تسطیح را به جریان انداخت. یکی از شعارهای اولیه بیل گیتس، بنیان گذار مایکروسافت، این بود که هدف مایکر وسافت، قابل دسترس ساختن اطلاعات برای همه، از طریق سرانگشتان آنها است.
این تنها آمریکایی¬ها و اروپایی¬ها نبودند که در جشن فروپاشی دیواربرلین به مردم امپراطوری شوروی پیوستند و اعتبار آن را به نام خود ثبت کردند، فرد دیگری نیز در این هنگامه،گیلاس خود- البته نه گیلاس شامپاین، بلکه قهوه ترک غلیظ- را بالا برده بود او اسامه بن لادن بود و گفتمان او نیز با دیگران تفاوت داشت. او معتقد بود رزمندگانش در افغانستان با وارد ساختن ارتش سرخ به عقب نشینی از این کشور، موجب سقوط امپراطوری شوروی شده بودند.
بن لادن به محض پایان این ماموریت و درحالی که روس¬ها خروج نیروهای خود از افغانستان در 15 فوریه1989، دقیقاً نه ماه پیش از فرو ریختن دیوار برلین را به انجام رسانده بودند، با نگاهی به اطراف دریافت که ابر قدرت دیگر یعنی ایالات متحده در سرزمین خود اویعنی عربستان سعودی که دو شهر آن از مهمترین اماکن جهانی اسلامند، نیز حضور گسترده دارد. این حضور بی¬شک خوشایند او نبود.
بدین¬گونه، زمانی که ما برروی خرابه¬های دیوار برلین مشغول پایکوبی بودیم، پنجره¬های خود رامی¬گشودیم و به هرگزینه دیگری در برابر سرمایه-گذاری بازار آزاد، نه می¬گفتیم، بن لادن لوله سلاحهای خود را بسوی آمریکا برگردانده بود .
بطورخلاصه، زمانی که ما نهم نوامبر را جشن گرفته بودیم، بذر یک تاریخچه یادماندی دیگر-یازده سپتامبر- درحال افشاندن بود که در بخش¬های آینده در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت. ادامه دارد.....
●منبع : جهان مسطح است، توماس فریدمن، ترجمه احمد عزیزی، نشرهرمس،1388